|
* نازنین شادونه * *♥ برای شما نازنینان ♥*
| ||
|
سلام به دوستان و مهمانان وبلاگم به همه کسانی که میخونن و دوستانی که نمیتونم بهشون سر بزنم. انشاالله سالی پر از سلامتی شادی و خبرهای خوش.. سالی پر از صلح و خالی از بیماری برای همه مردم جهان و پیشرفت بیشتر کشور عزیزمون و خار شدن هرکسی که بر ضد ایرانمون فکرهایی در سر داره باشه و مملو از برکات مادی و معنوی برای همگی ما در سایه پروردگار مهربانمان. هرچه آرزوی خوب هست برای همتون آرزو دارم.
امسال اولین سالی بود که عید ما خالی از وجود پدر بزرگم بود. وقتش رسیده بود که او هم برای همیشه اخرین لحظاتش رو در این دنیا بگذرونه و اخرین نفس هاش رو درکنار ما فرو ببره. عید امسال عیدی تلخ برای ما بود. پدر بزرگ هم رفت پیش بابام و بقیه... و من بطور کامل از نعمت داشتن پدربزرگ و مادر بزرگ محروم شدم و خیلی هم وقت نداشتم وجودشونو حس کنم. خدا همشونو و همه رفتگان رو رحمت کنه و غرق در نعمات بی دریغش و همنشین با بهترین بندگانش قرارشون بده. و کی میدونه سرنوشت ما چیه و چطور از این دنیا میریم؟؟ خداوندا مرگمون رو طوری قرار بده که طاقتش رو داشته باشیم و در بهترین ساعات و لحظاتی که خودت بهشون ارزش دادی قرارشون بده و کاری کن بیهوده نباشه و در مرگمون هم بیادت بمونیمو از کسانی نباشیم که بخاطر کارهای بد دنیاشون شیطان بهشون چیره میشه و مهر بر لبهاشون زده میشه و در اخرین لحظات همه چیزشونو از دست میدن و چی بدتر از این.... پدر بزرگم دقیقا در امتحاناتم از دست رفت و وقتی خاکش میکردن من پس فرداش امتحان داشتم. خودتون میتونین فکر کنین وسط امتحانات کسی رو از دست داد یعنی چی. طرف رو از دست میدی یه طرف و مراسم هاش از طرف دیگه. به همین خاطر ۲ تا امتحانمو ندادم و کلی عقب افتادم. برای عزیز از دست رفته باید مراسم گرفت اما کجای دین نوشته باید اینهمه تشریفات باشه؟؟ تو دین ما دستوره اون که کسی رو از دست داده همسایه ها تا چند روز برای اهل اون خانه غذا ببرن تا شرایط روحیشونو بدست بیارنو کنار بیان با داغش.اما آیا الان وضع این شکله؟؟ از یه طرف جون از دست دادی از طرف دیگه غصه مراسم و کارهاش بخدا مصیبتی جدای مصیبت خودته. کی باب کرده اینهمه رسم غلط رو؟ اگه فقط مستحق بیاد به دیده منت همه رو باید جواب داد و اصلش هم اینه. اونها هم که طرفو میشناختن و واقعا درک میکنن درد آدم رو برای فاتحه و شرکت در مجلسش به احترامش میان و جز خرمایی بر نمیدارن چون برای کار خاصی اومدن نه برای شکم پر کردن. وقتی میبینی یه عده شصتو چاری تو مجلس وارد میشن ........ خیلی نظرات هست که جواب ندادم و واقعا نمیتونم..شاید تابستون بشه. از همه کسانی که لطف میکنن و نظر میدن ممنونم. لینکها هم خودشون بر اثر اشتباه بلاگفا حذف شدن.البته برخیشون کاربردی نداشتن. خیلی هاشون رو دارم برخی هم که ندارم در نظرات قبلی هست اما وقت ندارم دنبالشون بگردم. برای همین هر کسی خواست میتونه لینکش رو بذاره تا بعدا سر فرصت مناسب قرارش بدم. شاید سر فرصت از خودم بنویسم ... تا پیش وجدان های شما هم برخی چیزها به تصویر کشیده بشه. ممکنه نتونم سریع جوابتونو تو نظرات بدم اما همیشه همرو میخونم و جا نمیندازم. [ شنبه 26 فروردین1391 ] [ 11:0 ] [ نازنین ]
سلام دوستای من خوب هستین؟ رسیدن ماه مهر رو به همگی تبریک میگم. اول ببخشید که جواب پیام خیلی هاتونو ندادم و یا اونجور که باید ندادم. انشاالله انجامش میدم و اینکه مرسی از اونهایی که در بدترین حالاتی که داشتم اومدن و سعی کردن اونچه به نظرشون درسته رو بهم بگن و تنهام نذاشتن..و مرسی از اونهایی که اومدن و فقط نگاه کردنو رفتن.خوب دوستای واقعی تو شرایط سخته که مشخص میشن و گرنه تو خوشیها با هم بودن هنر نیست.من همه اونچه شماها گفته بودین رو قبول دارم و خودمم سعی کردم همیشه فکر و رویم تو کارهام همین باشه.بازم ازتون ممنونم. روزی که این وبلاگو زدم اوایل تند تند آپ میکردم و تو کارمم موفق بودمو در مقایسه با وبلاگهای مشابهش جزو اولیهاش بودم اونها که مطلع بودن میدونستن کیفیت کار برام خیلی مهمه. ولی بعد از اینکه درسام تو ترمهای بالاتر سنگینتر شد نمیتونستم و واقعا وقتشو نداشتم به همون شکل ادامه بدم و برا همین گهگاه میومدم و مطلبی میذاشتم که سعی میکردم به درد بخور باشه و نکته ای هرچند کوچیک رو در بربگیره و بارش کم نباشه.برخی اوقات هم یه جاهایی وبلاگ ساکن میشد چون نمیتونستم بیام به همون دلیلی که گفتم و دلایل دیگه. اما قبلاها هم تو آپهام گفتم به امید خدا و انشاالله این وبلاگ تا وقتی که زندم و هر چقدر هم که فواصل آپها طولانی بشه بسته نمیشه. دوستی هایی که بدست اومد و زمانهایی که براش صرف شد رو نمیشه ندید گرفت و با اینکه ممکنه گاهی هر وبلاگ نویسی دچار خستگی بشه اما بازم وبشو دوست داره. منم تا بحال سعی کردم چیز پوچ و مطلبی بدون جنبه اموزشی و بار معنوی درش داخل نکنم..برا آینده هم اینده ای نه چندان دور اگه عمری باشه میخوام به اون مطالبی که موضوع اصلی وبم انتخاب کردم برسم.درسته این وبلاگ بیشتر شخصی هست اما از این به بعد بیشتر مطالبش جور دیگه خواهد شد. فقط به خاطر دلیلی که در ادامه میگم خبر کردن دیگران خیلی بعید به نظر میرسه.شاید مجبور بشم روز خاصی رو برای آپ انتخاب کنم. خدا رو شکر بالاخره من تابستون لیسانسه شدم بعد از کلی دردسر که در دو ترم آخر بخاطر پروژم کشیدم. که همین پروزه بخاطر کوتاهی استاد تو انتخاب موضوع به من باعث شده بود یه ترم دیگه درسم طول بکشه شرایط خیلی سختی بود اما تموم شد. برا ارشد سراسری موقعی که یه ترم درسم مونده بود امتحان داشتم و درسای مهمی که ازش سوال میومد رو هنوز نگرفته بودم برا همین مجاز نشدم.البته با اخرین نفر مجاز شده فرقم خیلی نبود و اگه شش هفتا تست دیگه میزدم مجاز میشدم. اما چیزی که انتظارشو نداشتم قبولیم تو آزمون کارشناسی ارشد آزاد بود! مثه سراسری نخونده رو جلسه رفتم و امتحانشم سخت بود . اصلا امیدی نداشتم گفتم شاید تو تکمیل ظرفیت قبول بشم اما جز قبولی ها شدم. باورم نمیشد از ۴۰ نفری که در ابتدا میگرفتن رتبم شد ۱۲ ! درصدامم بد نبود به نسبت نخوندن..حتی ۶۰ و ۷۰ هم داشتم..خدا رو شکر اونچه در دوران لیسانس خوندم بازدهش بد نبود. همون جایی هم که امتحان داده بودم و فقط اونجارو انتخاب کرده بودم قبول شدم. محیط شیکو تمیزی داره حالا مسئولینش چقدر به وظیفشون درست عمل کنن بعدها مشخص میشه. هرجا اسم آزاد میاد برخی فکر میکنن خیلی الکیه حتی خودمم شاید اینجوری فکر میکردم اما این امتحانی که من دیدم و سختگیریها و نظمی که اینها تو کاراشون دارن از جاهای دیگه بیشتر بود. نه اینکه چون قبول شدم اینجوری فکر کنم واقعا دیدم که میگم. خانواده هم همینو گفتن. منم خدا رو شاکرم بینهایت چون بهم نزدیکه و فقط دو کاندبد برا قبولی تو ارشد داشتم که یکیش این بود و به یاری خدا این شد. انشالله هرکی واقعا دلش میخواد درسشو ادامه بده اما به هر دلیلی نتونسته به آرزوش برسه. من خودم تو دو سه ترم اخر خیلی درس نخوندم اما در دوران مدرسه جزو شاگردهای برتر بودم...متاسفانه اواخر لیسانس این حس کم رنگ شد. اما باید برا ارشد برگردم به همون دوران...میخوام مثه اونموقع هام بشم. دیگه واقعا الکی نیست و تحصیلات تکمیلیه و بسیار بسیار سنگینن درسا و خانواده منم که بخاطر اینکه من ازشون دور نشمو راحت باشم دارن اینهمه هزینه متحمل میشن من باید حقشون رو ضایع نکنم. برا همین نمیشه زیادی تو محیط نت بود و به حداقل میرسه چون اگه درسی رو بیفتم هم از لحاظ مادی و به خصوص از لحاظ زمانی کلی عقب میفتم. سعی میکنم با برنامه ریزی به وبلاگ برسم و اینهمه حرفامم برای این بود که شما عزیزا وضعیتم رو بسنجید و انتظارات رو کم کنین. حرفام زیاد شد ولی لازم بود..الانم میخوام از داداش محمود عزیز .. سپیده گلم و مهسای مهربونم بخاطر تبریک تولد تشکر کنم انشاالله زنده و سلامت و موفق باشید و مرسی از اینکه همیشه باهام هستن و حق دوستی رو به جا میارین. انشاالله منم تونسته باشم در حقتون دوست خوبی باشم. این متن و گلها برای شماهاست
* ..تقدیم به تو.. *
بخاطر تبریک هات بخاطر بودن هات بخاطر محبت هات بخاطر دلگرمی هات بخاطر مهربونی هات بخاطر تمام خوبی هات [ جمعه 1 مهر1390 ] [ 16:0 ] [ نازنین ]
سلام به دوستای گلم متاسفانه بخاطر درسام و امتحان دیگه ای هم که غیر اونا دارم فکر نمیکنم بتونم قبلش آپ کنم.انشاالله بعد اتمامشون با آپهایی که در نظر دارم انجام بدم در خدمت شماها خواهم بود و جواب نظر افرادی که بهم سر زدنو خواهم داد. بدون هیچ حرف اضافه ای دعوتتون میکنم ادامه مطلب.این مطلب رو رمزدار کردم.برای همه عرض کنم که البته چیز خاصی نیست و این رو یک آپ تصور نکنین تا خدای ناکرده خواسته باشم برخی نبیننش.یه درخواست کمک کوچیک از برخی دوستان هست که میدونم اهل کمک به شادونه هستن. ممکنه بخاطر حجم زیاد کار از خیلی ها کمک بگیرم. از شمایی که در این کار سهمی داشتید صمیمانه متشکرم
Thank You
[ دوشنبه 29 فروردین1390 ] [ 16:0 ] [ نازنین ]
سلام دوستای عزیزم انشاالله سالی پر از برکت و رحمت پروردگار براتون باشه و ساعاتی پر از خوشی ها و شادی های ماندگار داشته باشین. یک بار دیگه از خدا فرصت گرفتیم تا بهاری دیگر رو به نظاره بنشینیم. یه سال دیگه از عمرمون گذشت.انشاالله تو این سال جدید بهترینها برا همه رقم بخوره و هرچی خیر و خوبی هست شامل همه مردم دنیا بخصوص ایرانی های عزیز در هر کجا که هستن باشه. خواستم برا عید کمی گردو خاک از وبم پاک کنم و بگم که ممنونم از همه اون دوستای مهربونی که به عنوان یه خواهر براشونم و اگه وقت کنن همراه لحظات من میشن. بدونن که برای من خیلی عزیز هستن و امیدوارم من هم تونسته باشم و بتونم در حقشون خوبی کنم که این کار رو خیلی دوست دارم و تا بتونم انجامش میدم. مهربونام...به خاطر یه سری مشکلات اوضاع روحیم اصلا خوب نیست و جسمی هم کمی. تا چندی پیش هر وقت میومدم جلوی کامپیوتر رو به قبله میشدم... الان کمی بهترم..برای همین خواستم بدونین حتما جواب نظراتتونو میدم منتها چون خیلی نمیتونم بشینم یه کم طول میکشه.پس بدونین که بیادتون هستم و هیچکدوم از حرفاتونو یادم نمیره.عکسها رو سیو و تماشا کنید.. امیدوارم لذت ببرید. اگه اومدید حتما حضور گرمتون رو به ثبت برسونین. وقتی نفس های دلتون به سمت آسمون پر میکشه من رو هم از نیایش هاتون بی نصیب نذارین. مرسی. سال نو مبارک تقدیم به چشمان شما
نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گل بدمد بازو تو در گل باشی
(حافظ شیرازی) [ شنبه 6 فروردین1390 ] [ 20:4 ] [ نازنین ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||